تبليغاتX

نیما فیلم
كليپ كيلويي چند؟؟؟
 

 

دوربـيـن+مـوزيــك+خواننده=كليپ

كليپ كيلويي چند؟!! اين مطلب را حتما بخوانيد

چند سال از ساخت موزيك ويدئوهاي داخلي مي گذرد اما هنوز كارها ابتدايي و بدون ذوق هنري است

           

عنصري كه در اغلب كليپ ها به چشم نمي خورد، خلاقيت است. ايده هاي تكراري با حضور يك بانوي نامهربان، سوار بر اتومبيل آخرين مدل.

چند سال طول كشيد تا پديدة دهه 80، به شكل مدرنش وارد جامعة ايراني شود. كليپ سازي اين روزها، شايد از ترانه و ملودي و تنظيم هم مهم تر شده است، اما اين موضوع در سال هاي قبل، چندان مورد توجه نبود.

بيتل ها در دهه 60، براي پخش موزيك هايشان در تلويزيون، عكس هايي مي  گرفتند كه عموما در استوديوها بود. از الويس پريسلي و فرانك سيناترا نيز چنين تصاويري به جا مانده است. اما آن چه امروزه آن را ويدئو كليپ يا به تعبير برخي موزيك ويدئو مي ناميم، از دهه 80 با شبكة تلويزيوني MTV مرسوم شد. زماني كه آرتيست هايي مثل مايكل جكسون به مدد اين كليپ ها، چارت هاي فروش موسيقي را تسخير كردند.

در سال  هاي بعد، تصاويري كه به عنوان كليپ هاي ايراني مي شناختيم و از شبكه هاي سيما پخش مي شد، معمولا در استوديوها به صورت لب زدن خواننده بر روي ترانه تصويربرداري مي شد.نهايت نبوغ هم اين بود كه لوكيشن ها از داخل استوديو به مكان هاي باز همچون نمايشگاه بين المللي تهران منتقل مي شدند و خوانندة محترم، همزمان با اشارة تصويربردار، شروع به لب زدن بر روي آهنگ مي كرد.

با ظهور تلويزيون هاي ماهواره اي در دنيا، موزيسين ها و خواننده هاي باهوش كه بازار را خوب مي شناختند، شروع كردند به ساختن كليپ. در اين شرايط، فروش بالاي اين سينگل ها و آلبوم ها همة خوانندگان را ترغيب مي كرد تا وارد اين بازار جذاب شوند.

خيلي ها، شهرت متاليكا را مديون كليپ هاي ايشام ويدئو كليپ ساز اصلي همكار گروه مي دانند كه با ساختن كليپ هاي متفاوت با ايده هاي نو، متاليكا را به بت جوانان غرب تبديل كرد.

منبع:اينترنت

لطفا بقيه مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد...

 

نوشدار و پيش از مرگ سهراب

در ايران همه چيز با ظهور مجدد موسيقي پاپ آغاز شد. اگر قبلا بر روي تصاوير گل و بلبل، ترانه هاي نيمه پاپ مثل گل مي رويد به باغ و بر روي تصاوير موج هاي دريا ترانة دريا از بيژن خاوري پخش مي شد، اگر براي من و تو و درخت و بارون تصاوير درخت و باران و كوه نشان داده مي شد، اگر همزمان با چه چه قاسم افشار و نام بردن از پرنده و ماهي ها و شاپرك، تصوير همان پرنده و ماهي ها و شاپرك را مي ديديم، ناگهان به مدد ستاد مبارزه با مواد مخدر نوع كليپ هاي داخلي تغيير كرد. هر ترانه اي را مي شد به اعتياد ربط داد و يك كليپ براي آن با اين مضمون تهيه كرد. كليد اول را هم شاهرخ دولكو زد.

منتقد فيلم معروف آن زمان و فيلمساز فيلم هاي كوتاه كنوني كه با وجود تلاش هايش هنوز موفق نشده فيلم بلندي بسازد، بر روي آهنگي از اريك كلپتن كليپ استانداردي عليه اعتياد ساخت كه با استقبال مردم مواجه شد. همان زمان بود كه به ذهن بقيه هم رسيد كه هر ترانه اي را به اعتياد مرتبط كنند و كليپ بسازند. شايد بدترين آن ها هم كليپ آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا بود كه در دو اجرا با صداي ناصر عبداللهي و علي خلج خوانده شده بود و در آن رستم با سهراب معتاد مي جنگيد و نوشدارو پس از مرگ سهراب نمي توانست جلوي مرگش را بگيرد. ترانة حسرت محمد اصفهاني هم كه كليپش با مضمون اعتياد ساخته شد، به يك آهنگ هيت تبديل شد و باعث شد آلبوم حسرت، فروش بالايي به دست آورد.

كليپ ها همه اسلوموشن بودند. سبكي كه يكي از صاحبان فعلي تلويزيون هاي لس آنجلسي، آن را باب كرده بود و امر به كارگردانان وطني هم مشتبه شده بود كه كليپ حتما بايد اسلوموشن باشد.

با اين حال، اين كليپ ها كه معمولا بين دو نيمة مسابقات فوتبال پخش مي شد، فضاي رسمي تلويزيون را كمي تغيير داد و باعث شد پخش موسيقي در تلويزيون، جا بيفتد. با پايان يافتن سياست ستاد مبارزه با موادمخدر، كليپ سازي هم دوباره به محاق رفت.

 

و اما عشق...

اما ماجرا با اقدام تبليغاتي يك شركت سازنده وسايل صوتي و تصويري وارد فاز جديدي شد. محسن رجب پور مدير گروه آريان كه بازارها را با گروه جديدش قبضه كرده بود و آلبوم گل آفتابگردون  اش ركورد فروش كاست در كشور را شكسته بود، طي قراردادي كليپ هايي براي سي دي تبليغاتي آيوا تهيه كرد. خشايار اعتمادي نيز تعدادي از ترانه هاي آلبوم دلشوره را به صورت ويدئو كليپ ضبط كرد و در سي دي هاي تبليغاتي جا داد و براي اولين بار، كليپ هاي عاشقانة وطني ساخته شد.

پس از آن، كساني همچون شروين سهرابيان ، فلمينگ خوشقدمي و ديگران هم كليپ هايي براي اين شركت تهيه كردند. سهرابيان كه مشخص نيست حالا چه مي كند و كجاست، آهنگ معروف Rain اثر خوزه فيليسيانو را به شكل نسبتا ابتدايي اجرا كرده بود. كار او در آن فضا، كليپ متفاوتي به نظر مي رسيد.

در سال هاي آزمون و خطا در توليد كليپ هاي داخلي، اوضاع آن سوي آب ها هم چندان مساعد نبود. امپراتوري كوجي زادوري تأسيس شده بود و كليپ ها يكي بدتر از ديگري عرضه مي شد. ايده هاي تكراري، لوكيشن هاي مشابه، و كنتراست  رنگ هاي محو و مبهم، باعث مي شد كليپ هاي ايراني هيچ گاه سر و شكلي حرفه اي نداشته باشد.

در همين زمان، كارگرداني به نام واهيگ هم در كار تهية كليپ بود. او با افراد خاصي كار مي كرد و البته كليپ هاي استانداردتري تهيه مي كرد. در اين زمان، يك كارگردان جوان به نام بهمن تيرگان ظهور كرد كه سطح كليپ سازي را بسيار بالا برد. كارگرداني كه با ورود به ايران سعي كرد فضاي كاري در داخل كشور را عوض كند. اين زمان، دقيقا وقتي بود كه تلويزيون، همان كليپ هاي تدوين شده از تصاوير آرشيوي را تقديم بينندگانش مي كرد. تا اين كه شبكه  هاي ماهواره اي داراي مجوز كه به مسائل داخل ايران مي پرداختند مثل MITV و هما، شروع به فعاليت كردند. آن ها با سياست پخش كليپ هاي داخلي، خط خود را از ساير تلويزيون هاي ماهواره اي فارسي زبان جدا كردند. اما MITV پس از مدتي، براي پخش كليپ، تعرفه گذاشت كه اين موضوع در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد. با آمدن شبكه ايران موزيك، انحصار پخش كليپ هاي داخلي توسط MITV به پايان رسيد.

هواي تازه

تيرگان مي گويد: از فضاي كاري يكنواخت در آمريكا خسته شده بودم. اگر بخواهي در ماركت ايراني خارج از كشور كار كني، بايد شبيه آن ها شوي. بايد يا از ماشين هاي آنچناني استفاده كني يا از قيافه هاي رنگارنگ.

چيزي كه الان هم در ويدئو كليپ هاي داخلي به وفور يافت مي شود اما تيرگان در هيچ يك از كليپ هايش در ايران از اين دو المان استفاده نكرده است. ماشين هاي قرضي يا اجاره اي و چهره هاي بزك شده اي كه مجانا حاضرند در يك كليپ بازي كنند ـ آن هم با آن استعدادهاي شگرف! ـ تا به صفحات تلويزيون راه پيدا كنند. برخي از آن ها در چند كليپ از خواننده هاي مختلف ظاهر مي شوند كه از ديد بهمن تيرگان، اولين خطا همين مسأله است.

اما آن چه در كليپ هاي توليد شده توسط كارگرداناني همچون حميد شفيع زاده يا عطا جاويد مي بينيم، كاملا در تقابل با ايد ه هاي تيرگان است. حميد شفيع زاده كه مدت هاي زيادي در دوبي مشغول به كار بود و براي خوانندگان آن  ور و اين ور آب كليپ  مي ساخت، مدتي است وارد كشور شده و مشغول ساخت كليپ هاي پرزرق و برق با عناصر ثابت مرسدس بنز و چهره  هايي با آرايش بيش از حد استاندارد است. كليپ معروف جردن و ناز نكن از كارهاي او در تهران و دوبي هستند.

از كارهاي جديدتر او هم مي توان به ساز مخالف مجتبي كبيري يا كارهاي محمد قاضي زاده اشاره كرد كه در تمام آن ها، مختصات كليپ هاي او به چشم مي خورند.

به هر حال با اين وضعيت، كليپ سازي هم ديگر نمي تواند به شهرت خوانندگان كمك زيادي كند. وقتي از هر 100 كليپ، 2 تا قابل تمايز با بقيه است، چندان نمي توان به بازگشت هزينه ها اميدوار بود؛ مگر اين كه كليپ واقعا يك اتفاق باشد و يك ايدة نو يا سبك متفاوت را عرضه كند.

كارگردان باكلاس

با ورود تيرگان، اميدواري براي تماشاي كليپ هاي استاندارد و سطح بالاتر به وجود آمد. او ثابت كرده كه كارش را جدي مي گيرد و علي رغم امكانات كم، بهترين بازدهي را در كليپ هايش مي توان ديد.

او حدودا نيمي از عمر 40 ساله اش را صرف طراحي ليبل هاي كاست و سي دي و ساخت كليپ   و فيلم  هاي كوتاه كرده . از كارهاي شاخص اش مي توان به كليپ كبوتر از فريدون آسرايي با مضمون تقدير از جانبازان جنگ تحميلي و يك كليپ با صداي فريدون و مهرزاد اصفهاني پور دربارة شهدا اشاره كرد كه بارها از صدا و سيما پخش شده است.آهنگ كبوتر كه با شعري از عبدالجبار كاكايي و آهنگسازي بهروز صفاريان ساخته شده، دربارة جانبازاني است كه سال ها در جبهه ها جنگيدند و حالا خيلي ها، آن ها را فراموش كرده اند. آن كليپ عروس بندر از نيما نكيسا نيز يكي ديگر از ساخته هاي تيرگان است. اين ترانه كه قبلا از آن كليپ تهيه شده بود، نتوانسته بود توجهي را به سوي خود جلب كند، اما كليپ جديد آن كه با رنگ هايي گرم و متفاوت در قشم فيلم برداري شده و تم فولكلور دارد، سر و صداي زيادي به راه انداخت.

تيرگان مي گويد در حال حاضر، گران ترين كليپ  ساز داخلي است و براي ساخت هر كليپ، 3 ميليون تومان دستمزد مي گيرد. شايد رقم معمول اغلب كليپ سازان وطني، كمتر از يك سوم قيمت او باشد. من وسواس خاصي براي انتخاب لوكيشن دارم. ديديد كه يكي از كليپ هاي ياسر را در منطقة توربين هاي بادي رودبار ساختم تا اين فضا، جلوة خاصي به كليپ بدهد. نوع لباس خواننده نيز براي من اهميت ويژه اي دارد. زمان بيشتري هم براي تدوين كار مي گذارم.

در كنار عده اي كه اهميت زيادي به كيفيت كار مي دهند، اغلب كليپ  سازها همچنان مشغول انبوه سازي هاي تكراري براي خواننده هاي تازه كارند. خوانندگاني كه به اميد شهرت يك شبه، پول زيادي صرف كليپ هايي مي كنند كه چشمگير نيستند و نمي توانند بازده مناسبي داشته باشند.

شاهكار بينش پژوه ترانه سرا كه خودش نيز دستي در خوانندگي دارد و همين طور در كليپ ها ظاهر شده، در اين باره مي گويد: طرف، فرش زير پايش را مي فروشد تا خرج خريد آهنگ و ترانه كند. و بعد يك كليپ سردستي هم به كمك كليپ  سازان تحت قرارداد كمپاني توليد كننده مي سازد و به اميد روزهاي شهرت و محبوبيت در كنج خانه مي نشيند. علاوه بر آن بايد چند صد دلار هم به حساب شبكه MITV واريز كند تا كليپ  اش چند هفته اي پخش شود. اما اين قدر كيفيت كار پايين است كه هيچ احساسي را برنمي انگيزد.

در اين ميان، نكتة جالب اين است كه هيچ مميزي خاصي بر روي كيفيت اين كليپ ها صورت نمي گيرد ، شبكه هاي ماهوار ه اي هم به تجارت و فعاليت فكر مي كنند نه موفقيت خوانندة بينواي تازه از راه رسيده.

عنصري كه در اغلب كليپ هاي انبوه سازان محترم،  اصلا به چشم نمي خورد، خلاقيت است. ايده هاي كاملا تكراري با حضور يك بانوي نامهربان، سوار بر اتومبيل آخرين مدل و پسرك موتورسوار كه خيلي اتفاقي، نامزد(!) سابق را با يك پسر پولدار مي بيند كه نقش بدمن ماجرا را دارد. اهميتي هم ندارد كه موضوع، عاشقانه است يا ضد عشق. مهم تقليد از مد بازار است. اغلب لوكيشن ها هم خيابان ولي عصر، بالاتر از تقاطع نيايش يا كوچه باغ هاي جمشيديه است. براي كساني كه حجم جيبشان اجازه مي دهد، جاده چالوس يا جنگل هاي شمال نيز لوكيشن هاي جالبي خواهند بود. در شمال، كليپ  ساختن، هم فال است و هم تماشا. مي شود عطا جاويد و دوستان را مثال زد كه براي ساخت كليپ حسن پيغان، سوار بر يك جيپ روباز به جنگل ها زده اند و هله دان دان  مي خوانند.

نهايت خلاقيت شايد استفاده از بازيگران تقريبا مطرح سينما و تلويزيون باشد. مثل هومن سزاوار كه در كليپ چشم سياه از سحرذكريا استفاده كرده بود. حسين استيري هم در كليپ يادم تو را فراموش همبازي پرستو صالحي بازيگر سريال هاي مهران غفوريان شد تا شايد بتواند اين طوري نامي براي خود دست و پا كند و البته تا حدودي نيز موفق شد.

اين روزها خواندن در يك ويدئو كليپ، دغدغه اي است كه بسياري از بازاري ها و مشاغل آزاد را هم راحت نمي گذارد. اين مي تواند فرصتي باشد براي عاشقان ساخت آثار هنري(!) تا سناريويي بنويسند، دوربيني به دست بگيرند و كاري تدوين كنند. هنوز كه از زير دست اين هنر جويان، محصول قابل توجهي بيرون نيامده است. بايد ماند و ديد كه اين همه اشتياق و هجوم، سرانجام به كاري درخور منجر خواهد شد يا نه.

جادوي جعبه جادويي،جادوي رسانه

تلويزيون نشان داده كه با حمايت از يك خواننده و پخش ويدئو كليپ از او، مي تواند به ميزان زيادي بر روي فروش آلبوم او تأثير بگذارد.

مثلا ناصر عبداللهي به مدد پخش آهنگ اسپانيش ـ بندري اش از شبكه تهران، ره صد ساله را يك شبه پيمود و آلبوم دوستت دارم  اش، ركورد فروش سال 80 را شكست.

محمد اصفهاني هم از اين خوان نعمت، بهره هاي فراواني برده است.

پس از ماجراي آلبوم حسرت، پخش كليپ نون و دلقك او كه در آن، خود اصفهاني، همبازي چاپلين شده بود، باعث فروش بسيار بالاي اين آلبوم شد.

محبوبيت و فروش بالاي اين آهنگ در شرايطي حاصل شد كه بسياري معتقد بودند نه شعر نسبتا ضعيف رها شايان و نه تنظيم تكراري بهروز صفاريان، هيچ كدام قابليت بالايي براي ايجاد چنين استقبالي نداشته است.

 

 من خودم کمی دست در کار ساخت موزیک ویدئو و میکس و مونتاژ دارم

ومن هم در این بازار آشفته ماندم که چه کنم ....

در پست بعد در مورد کارهام صحبت خواهم کرد ....

 

Tel : + 98 935 4460799

 

2 نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:40  توسط سید نیما نصیری نائینی  | 

 


irLearn.com